|
مشاور رژیم غذایی | ||
|
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ خانم دکتر نکوئی ]
جالب بود نه؟
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 12 بعد از ظهر ] [ خانم دکتر نکوئی ]
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ خانم دکتر نکوئی ]
لره در دانشگاه تاريخ ميخونده. ازش ميپرسند رشته تو چيه؟ ميگه مهندسي اموات! لره نامزدش مي گوزه از خنده سكته ميكنه , تو اعلاميه اش مي نويسن بادي وزيد گلي پرپر شد ترکه رفته بوده مراسم ختم عموش داشنه گریه می کرده که یکی براش دستمال کاغذی میاره ترکه میگه نوار بهداشتی بیار می خوام خون گریه کنم ترجمه ی I LOVE YOU به زبان لری : دردت بزنه تنگ دلم نبرد رستم و لر: چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران پاسخ لر: چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووات مداح: چراغها رو خاموش کنین میخوام ببرمتون کربلا چراغها رو که روشن میکنند میبینه همه ساک به دست وایسادند میگه شما ترکین؟ میگن نه ما لریم. ترکا تو اتوبوسند. به لره میگند درد عشق بدتره یا درد دندون؟ میگه: هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته لره از کنار یه جن رد میشه... جنه میگه بسم الله این دیگه کی بود؟ به لره میگند چند تا تن ماهی نام ببر میگه: تن شیلان - تن جنوب - تن سیکارو- تن پیر تن پیغمبر تن جون هرکی که دوست داری دست از سر ما بردار.
[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ خانم دکتر نکوئی ]
لره ميره استخر شنا کنه اهنگ تايتانيک ميذارن جو ميگيره غرق ميشه يه روز يه لره عصباني ميشه به شكمش ميگه: چقدر من كار كنم تو بخوري؟ شكمش جواب ميده ميخواي من كار كنم تو بخوري؟ لره میخواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات میپوشه. يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود. لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر يه روز يه لره ازلرستان ميادتهران توخيابون يه ماتيز ميبينه ميگه عجب جاروبرقي بزرگي فيلسوف لر : زندگي مستطيل سبزيست كه سه ضلع دارد عشق و كار يك لر بالا پشت بام اسفالت مكنه واسفالت اضافه مي آره چكار مكنه سرعت گير درست مي كنه يه لره سوار هوا پيما ميشه ه بغل دستيش ميگه اقا شما چه کاره اي؟ اون ميگه متخصص پوست لره بهش ميگه ما چند تا پوست بز خونمون داريم چند ميخري؟ از لره میپرسن ۱۲ فروردین چه روزیه؟؟؟ میگه روزی که میریم جا می گیریم برای ۱۳به در!!! به لره میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون من ناهار خوردم لره ميره مكه، برعكس همه طواف ميكنه. ميگن چرا برعكس طواف ميكني؟ ميگه شما از اونور دنبالش كنين، من از اينور ميگيرمش! ترکه و لره داشتن با هم حرف می زدن: لره: تو کجا به دنیا اومدی؟ ترکه: تو بیمارستان!! لره: آخی مریض بودی؟!!! یه لر دهاتی عروس تهرانی می گیره ، تو عروسی تهرانیا می گن: سبدسبد گل یاس،عروس ما چه زیباست لرها برای اینکه کم نیارن میگن: گونی گونی پشگل،غلامعلی خوشگل لره ميگوزه .بچه هاش ميزنن زير خنده. در حالي كه اشك تو چشماش جمع ميشه ميگه: خدايا اين شاديو از بچه هام نگير مغز یه لر رو می شکافن ببینن چی نوشه .وقتی باز می کنن می بینن یه ترک نشسته داره فکر می کنه [ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ خانم دکتر نکوئی ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||